فروغ نجفی

فرهنگی،هنری

 درباره ی کریستو و جانی کلود :

کریستو و همسرش همزمان و در یک ساعت در روز 13 ژوئن 1935، به دنیا آمدند. کریستو در شهر گابرو در بلغارستان و در خانواده ای صنعتگر به دنیا آمد و جین کلود در یک خانواده ی نظامی فرانسوی که در الجزایر سکونت داشت چشم به جان گشود. او پس از تحصیلات در آکادمی هنر و همسرش در رشته ی فلسفه و لاتین در سال 1958 با هم ازدواج کردند .

کریستو با الهام از نهضت رئالیسم نو به شیوه ی ابداعی به بسته بندی اشیای گوناگون روی آورد و بسیاری از اشیای روزمره را در قالب اجسامی بسته بندی شده به نمایش گذاشت .

او اشیایی چون دوچرخه، بطری های خالی و حتی بدن یک انسان را در بسته بندی ارائه نمود.  همسرش جین کلود فردی بود با توانایی های فوق العاده در امور مدیریتی او موهای قرمز داشت و عاشق همسرش کریستو بود.

او می گوید از عشق به کریستو به یک هنرمند تبدیل شد. اگر کریستو یک دندان پزشک هم بود او حتما یک دندان پزشک می شد. آنها اولین پروژه ی مشترک خود را در سال 1962 به نام بار انداز کلن انجام دادند که یک اثر بسته بندی بود و مجموعه ای از بشکه ها را در بر می گرفت. این اثر به یاری کارگران بارانداز ساخته شد ؛ درگیر ساختن مردم و اثر هنری، پدید آوردن گفت و گویی درباره ی هنر، ترک محدوده ی گالری و انجام کاری وابسته به مکان اجرای خود از ویژگی های بارز این طرح به شمار می رفت و همین موجب پیشرفت آنها گردید.

جانی کلود در 18 نوامبر 2009 در نیویورک بر اثر بیماری مغزی درگذشت و به درخواست او بدنش برای تشریح به یک دانشگاه علوم پزشکی اهداء شد.

 

کریستو در فواصل سال های 1964 تا 1967 رویکردی به معماری دارد. و این دوره ی دوم آثار او را تشکیل می دهد. او در قالب یک آسمان خراش و بسته بندی گالری هنر نوین شیکاگو و ارائه ی یک نمای ویترین پوشیده با پارچه، رویکرد خویش را به معماری نشان داد.

بناهای بسته بندی شده توسط او ناگهان منظر شهری را تغییر دادند و نوعی از نقطه تمرکز بصری را پدید آوردند. این ادراک تازه از مکان را می توان مقدمه ای برای کارهای بعدی کریستو به شمار آورد .

در دهه ی نود کریستو در مسابقه ی برگزار شده برای بازسازی مجلس قدیم آلمان یک مدل  بسته بندی شده را به مسابقه فرستاد و بنا به نظر هیات داوران، پیش از آغاز عملیات بازسازی مجلس برای مدتی این بنا را به صورت بسته بندی شده در آورد. طرحی که به زعم کریستو به معنای پایان یک دوره ی و زایش دوباره ی مجلس آلمان تلقی می شد. این اثر 14 روز برجا ماند و در نهایت پارچه ی پروپیلنی آن که دارای روکش آلومینیوم بود، باز شد و به کارخانه ی بازیافت فرستاده شد .

 

دوره ی سوم :

کارهای او از میانه ی 1970 در آمریکا آغاز شد.

در این دوره او مجسمه های محیطی را با مدت اجرای کوتاه انجام داده است. این دوره ی هنری او مصادف بود با زمانی که هنر خاکی یا همان ( LAND ART ) در محیط باز و به صورت یک رویداد موقت و دائم اجرا می شد. ریچارد لانگ و رابرت اسمپتسون از هنرمندان برجسته ی این هنرهستند.

البته کریستو را جزو هنرمندان لند آرت به حساب نمی آورند . او را مجسمه سازی می دانند که مجسمه های خود را در محیط پدید می آورد تا نوعی تغییر شکل زمین و محیط پیرامون پدید آورد و هرگز دست به تغییر خود محیط نمی زند. در این دوره ، از جمله مشهورترین کارهای کریستو به موارد زیر اشاره می شود : بسته بندی بخشی از ساحل و دریا با نام خلیج کوچک که در فواصل سالهای 69 - 1968 در استرالیا انجام شد و در این پروژه او در پی ایجاد نوعی تغییر در چشم انداز طبیعی و ایجاد نوعی تجربه ی متفاوت از یک محیط است.

 


کریستو در مورد آن می گوید: " صخره هیچ عنصر جالب برای جلب توجه نداشت ؛ تنها فرو بردن آن در پوششی از ابهام بود که به آن معنا بخشید و فرم آن را آشکار نمود. تجربه ی فرم متفاوتی که به دیده شدن صخره کمک کرد."

پرده دره : اجرا 1970 تا 1972 در ریفل کلرادو و به اجرا درآمد. طول 381 متر و ارتفاع 111 متر بود و از 8 فرم منحنی تشکیل شده بود. 

این کار و کارهای دیگر کریستو، حاصل تلاش گروهی از متخصصین سازه و محیط زیست و کارخانجات بافنده ی پارچه است .

 

 

پیاده رو پوشیده :

پیاده روهای موجود در پارک یادمان جیکوب لوس با یک پارچه به رنگ طلایی پوشانده شده بود. سطح براق و لطیف پارچه ی چین خورده در نوارهای مختلف، واکنش های متفاوتی از خود بروز می داد . در مه صبحگاهی رنگ پریده، در ظهر دارای درخشش و در غروب به رنگ طلای ناب بود. 

جزایر احاطه شده : اجرا 1983

در منطقه ی میامی با 603 هزار متر ، 11 جزیره را با پارچه پروپیلن محصور کرد. این طرح درصدد آن بود تا ساحل را از بین برده و ارتباط میان جزیره و دریا را تغییر دهد. این ترکیب برای دو هفته توسط یک پارچه صورتی رنگ بر جای خود باقی ماند. رنگ درخشان پارچه های صورتی رنگ در هماهنگی کامل با محیط پیرامون بود. در طول این مدت، ساحل جزیره از حالت قبلی خود که مملو از قایق ها و رنگ های ناهماهنگ بود؛ خالی شد. در این مدت، تعدادی از متخصصین زیست شناسی به بررسی تاثیر عدم حضور نور بر گیاهان در زیر دریا پرداختند و از حیوانات و پرندگان داخل جزیره آزمایشاتی به عمل آوردند.

 

 

 

مجموعه ی چترها :

این پروژه در سال 1991 به اجرا درآمد. مجموعه ی بسایر زیادی از چترهای آفتابی پارچه ای به رنگ های نارنجی  برای آمریکا و آبی برای ژاپن که همزمان در دو نقطه ی دنیا یعنی ژاپن و آمریکا اجرا شد. این کار سعی بر این داشت که بازتاب دهنده ی تشابه ها و تفاوت های زندگی و بهره گیری از زمین در دو دوره ی متفاوت باشد.

چترها که به صورت یک پایه طراحی شده بودند سعی داشتند که تداعی گرخانه های بدون دیوار باشند. در ژاپن، چترها به صورت فشرده و در کنار هم و با تعقیب فرم شالیزارها نصب شدند تا محیط پراکنده ای را به نمایش بگذارند .

 

درختان بسته بندی شده :

اجرا 1998 در مکانی به نام پارک بروور در راین سوییس .

178 درخت با نوعی پارچه پلی استر که در ژاپن برای محافظت از درختان در برابر یخ زدگی استفاده می کنند؛ در مسافتی به طول 23 کیلومتر پوشانده شدند.

حصار روان ( RUNNING FENCE )

از سال 1972 تا 1976 طول کشید و جنجالی ترین اثر کریستو بود. این حصار از آرزوهای کودکی او بود و سرانجام روستایی پر پیچ و خم از چمن زارها و خانه های مدل ویکتورین و دره های پهناور و مناظر روستایی را پیدا کرد.

از همان آغاز کار، کمیته ای برای توقیف این حصار تشکیل شد. روزنامه ای محلی به او تاختند و هیچ مرکزی هم برای کمک مالی به او تشکیل نشد. کمیته محافظت از ناحیه ساحلی کالیفرنیا نیز در ابتدا به واسطه ی موقتی بودن اثر اجاره ی ساخت را صادر کرد، اما پس از آن به واسطه ی امکان هجوم مردم و تخریب محیط زیست، اجاره نامه را باطل ساخت. در نهایت اجزای اجرا به نتایج یک گزارش زیست محیطی موکول شد و کریستو نیز خوشحال بود که اثر او اولین اثرهنری است که اجازه نامه ی زیست محیطی لازم را دارد.

در طی سه روز 350 دانشجو بخش پارچه ای را نصب کردند. این اثر نیز دو هفته برپا بود و هزاران نفر از آن بازدید کردند و دانشجویان زیادی با جلیقه های زرد که روی آن کلمه ی حصار روان نوشته شده بود، به کنترل ترافیک پرداختند و پس از مدت کوتاهی تمامی حصار برچیده شد.

حصار روان در واقع پرده ای بود که 40 کیلومتر طول داشت و ارتفاع 5/5 متری نیز داشت.

و از مجاورت بزرگراه 101 در شمال سانفرانسیسکو از سونوما شروع می شد و از میان مزارع خصوصی، اصطبل ها، چشم انداز روستایی، تپه ها و دره ها و در نهایت به درون آبهای اقیانوس آرام فرو می رفت.

پس از آن افراد منطقه که طرفدار او شده بودند، به برداشتن نرده افسوس خوردند. کریستو       می گوید: آنان درک کردند که پرده یک شیء نیست، آنها می توانند دریابند که خودشان آسمان و تپه ها، مزارع و گاوهایشان همگی جزئی از حصار روان هستند. ( اسماگولا، 1381 ، صفحه 400 )

در پایان مرور آثار کریستو می توان گفت که آثار او در زمره ی برجسته ترین آثار دوره ی پست مدرن است. در حقیقت اثر او کنش هنری است. کنشی که تلاش می کند پنجره ای را به سوی عالم بگشاید و هستی و حضور آن را بنماید.

هنری پیوسته با زمان و مکان خود، که به گونه ای موقت و به منظور ایجاد یک تجربه پدید      می آید و پس از خود تنها یک تغیر را در آگاهی انسان به جای می گذارد و خود از میان می رود. 

منابع :

1- اسماگولا، هوارد جی، گرایش های معاصر در هنرهای بصری، ترجمه ی فرهاد عنبرایی، چاپ اول، تهران : دفتر پژوش های فرهنگی، 1381 .

2- ارناسن، ی، اچ، تاریخ هنرنوین، ترجمه ی محمد تقی فرامرزی، چاپ دوم، تهران : انتشارات نگاه، 1374 .

3- لیوتار، ژان فرانسوا، وضعیت پست مدرن ، گزارشی درباره ی دانش، ترجمه حسینعلی نوذری ، چاپ دوم، تهران، نشر گام نو، 1381 .

4- فصلنامه ی هنر، فریناز فربود، دکتر حبیب آیت الهی، شماره ی 68.

5- هایدگر، مارتین، سرآغاز آثار هنری، ترجمه ی پرویز ضیا شهابی، تهران، نشر هرمس، چاپ دوم، 1382 .

http://encarta.2009.net-6

http://christojeanneclaude.net / si.him-7

http://noor mag.com-8

http://magiran.com-9

http://arknoise.com-10

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم مهر 1389ساعت 20:14  توسط فروغ نجفی  |